محمود نجم آبادى

225

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

" فقره 30 - بر ضد آژى زرد سهمگين زهرآلود كه پيكر پارسا نابود كند اى هوم زرين و سلاح برزن . بر ضد راهزن تا به كار خونخوار آزاررساننده كه پيكر پارسا نابود مىكند ، اى هوم زرين ، سلاح برزن . " فقره 31 - بر ضد كلمه مردم دروغ‌پرست ستمكار كه سر برافرازد ( مغرور ) كه پيكر پارسا نابود مىكند ، اى هوم زرين ، سلاح برزن ، بر ضد گمراه‌كننده ( اشموغ ) ناپاك تباه‌كننده زندگى كه گفتار اين دين به ياد دارد ، ( اما ) در كردار نياورد كه پيكر پارسا نابود مىكند ، اى هوم زرين ، سلاح برزن . " فقره 32 - بر ضد زن بدعمل ( جهيكا ) جادوگر شهوت‌انگيز پناه‌دهنده ( گناهكاران ) كه منش وى متزلزل است ، مانند ابرى كه از باد در جنبش باشد ، كه پيكر پارسا نابود مىكند ، اى هوم زرين ، سلاح برزن . بر ضد هرآن‌كسى كه پيكر پارسا نابود مىكند ، اى هوم زرين سلاح برزن . " از آن گذشته در مهر يشت مخصوصا در فقرات 88 و 89 و 90 باز درباره هوم و مقام اين گياه و فشرده آن و خواصش بسيار سخن رفته است ، كه اگر بخواهيم به ذكر جميع فقرات بالا بپردازيم مطلب بدرازا كشد . جراحى - كلمه جراحى يا كارد پزشكى يا كارددرمانى يا كرتوپزشكى ( كره توبئشه‌زو ( Karetubaechazou ) در كتب ايران باستان بسيار ديده مىشود . اما بايد دانست جراحى به معناى كنونى نبوده ، بلكه اگر درمانهاى طبى يا بهتر بيان داريم غير جراحى مفيد واقع نمىگرديد ، آن‌وقت به چاقو ( يا باصطلاح دوران اسلامى